دوست داشتم پیانیست باشم
سایه روی دیوار
حالا موسیقی کار کن پیانو بزن و اهنگسازی کن و ..... یک دهه از عمرم گزشته ، کند بوده می خوام به دهه بعدی سرعت بدم، سرعت خیلی زیاد !!! جوری که از خودم هم جلو بزنم ! این اولیش :::: خداحافظ پیانو به نام
خدایی که همین
نزدیکی ست شايد هم نه !!! برا ی اداره کردن
خویش، از سرت استفاده کن. برای اداره کردن دیگران، از قلبت (دالایی
لاما) 29 خرداد تولدم بود نتونستم بنویسم روز خوبی نبود ، دوستام قشنگش کردن برام . امروز 2 سالگی وبلاگمه ، به خدا نمی دونستم ، 2 ساعت به پایان امروز مونده ، پس هنوزم 13 تیره به خدا از عمد روز 13 تیر وب رو باز نکردم اسمش بزارم پیانیست 13 ، خودش شد . این وب رو برای خودم باز کردم و حرفهای که نمیتونستم به کسی بزنم رو بنویسم اما... الان دوستای قشنگی دارم ، هر چند محدود اما دوست داشتنی ، مرسی واسه همه چیز . ************************************************************************* هر چی تو کار بیشتر غرق می شم بیشتر به این پی می برم که بابام خیلی مرد بوده من نمی دونستم . هر چی بیشتر خودم رو غرق دنیای ای تی و شبکه می کنم سر در گم تر و گیج تر می زنم ، همه میگن خود کم بینی داری ولی به خدا هر چی میبینم کلی چیز هست که بلد نیستم ، همه چیز به سرعت میره جلو و ما خوابیم همین که تو ایرانیم خودش درده چه برسه به این که پیشرفتت مرحون بستن یقه ات هم باشه!!!! شاید کامپیوتر عصبیم کرده ، شاید هدف هام خیلی بلندن ، شاید من دیگه اون انرژی رو ندارم !!! آره ؟ پیر شدم !!!!!! دوستای گلم ببخشید که نبودم نه که نبودم ،،،، نبودم دیگه نه که عاشق شده بودم نه ، نه که حوصله نداشتم نه ، نه که نمی دونستم وب دارم نه ، اصلا نه . ************************************************************************ برای دیدنت دلم پر می کش برای بوییدنت دلم زار می زند ، دلم دیگر دل نیست ! باقی مانده سفره شغالی است که کرکس ها رهایش کرده اند . جان می گیرد دوباره نترس ، کافیست به عطر گیسویت در خانه اش مطهر کنی ! بر می خیزد و می تراود شهدی که نخواهی یافت در هیچ بیابانی ! منم من همان عاشق تو ، همان دلباخته ، همان که می پرستد ، همان که می خواهد ! همان ..... که دیگر نیست !!! ************************************************************************
از آمدنم نبود گردون را سود وز رفتن من جاه و جلالش نفزود وز هيچ کسي نيز دو گوشم نشنود کين آمدن و رفتنم، از بهر چه بود ما داریم موز وارد می کنیم . . . همچنان که شما این مطلب را می خوانی . نمی دونستم گفتم بنویسم شما هم بخونید شاید شما هم نشنیده باشید ، اما خداییش وقتی فهمیدم خیلی دردم گرفت ، از اعماق بود این درد همراه با خنده ولی تلخ " ما سنگ قبر هم وارد می کنیم " چه بهتر که نیستی نمی دونم چه حسی داشت که با گاز خودت رو خلاص کردی ولی از اونایی که میگن با خوندن نوشته هات دبرس می شن و به پوچی می رسن بد جور دلم می گیره چون احساسم هنگام خوندن نوشته هات با من حرکت می کنه و ناب و خالص می شه ، کلا دیدت رو دوست دارم ، دستت از دنیا کوتاست و گرنه خیلی سوال ازت داشتم ، حالا که نیستی بدون که من نوشته هات رو دوست دارم ، روحت شاد روحت شاد من در شهری مرزی زندگی می کنم ، کاش نمی کردم . دلم برای نواختن پیانو تنگ شده حتی نت خونی ، اهنگ سازی ، تمرین های گروه ، اجرا ... من گرسنه نمی خوابم اما گرسنگی را در خیابان می بینم . هنوز راهم را پیدا نکرده ام ، کمتر کسی رو می بینم که راهش رو پیدا کرده باشه . همچنان زبان می خونم ، شبکه تدریس می کنم ، اما همچنان می دانم که نمی دانم ... باران رو دوست دارم اما انگار خدا هم قهر کرده با ما تلاش می کنم راهی برای خروج از کشور و سفر به سرزمین رویاهام پیدا کنم ، اما نه بی برگشت ! تلاش می کنم به میزانی پول برسم که دیگر خلوتم را به تجارت نفروشم . زنده هستم اما کمتر کسی را زنده می بینم شاید در زنده بودنم اشتباه می کنم ؟ باور دارم که در عشق شکست خورده ام ، باور دارم که به من خیانت شده ، اما باور نمی کنم که بیدارم !!!!!!! من معنای دوست داشتن رو گم کردم ، یکی بهم گفت تو گم نکردی کلا گم شده . 500 Days Of Summer ميدوني، بعضي وقتا خواب پرواز کردن رو مي بينم
کاملاً تنهام... سیگار می خوام .
اخه چطور ممکنه که چند سال وقت و هزینه پرداخت بشه ، چند نفر انسان مغز بشینن کنار هم کار کنن شبانه روز ، اونوقت نتیجه تحقیقاتشون هم مجانی به تمام دنیا ارسال کنن ؟ چطور ممکنه چند تا ادم معمولی کنار هم بشینن و یک کار جذاب انجام بدن ؟ چطور اونها اینقدر پیشرفت کردن ؟ بدون تمدن 2500 ساله ، بدون ادعای مسلمان بودن و خیلی بدون دیگه !!!!! خدایا خیلی دوست دارم اسمون اونجا رو ببینم ، شنیدم اسمونش ابی تره ، پیتزاش بزرگتره ، نوشیدنیشون تلخ تره ، جوی ابشون تمیز تره . . . . وقتی کار بلد نیست می گی بلد نیست همین که یاد گرفت خود سر می شه ، می خواد بهت یاد بده ، فراموش می کنه ، زیر ابی رفتن ، زیر کار در رفتن ، مشکلات شخصی ،... کی می خوایم فرهنگ کار گروهی رو یاد بگیریم ؟ تا کی من من من ؟؟؟ کی می شه ما ماما !!! ********************************************************************** 1.انفولانزامون که خوب شد ، چشمم هم خوب شده ، ممنون از همه دوستان ، زنده باشید . 2.اگه دیر اومدم واسه اینه که وقت نداشتم ، کار کار کار ، جوهره پرینتر انسانی . 3.دلم برای وبلاگ تک تکتون تنگ شده ، مرسی واسه نظرات ، میام جبران میکنم . 4.باز هم پشت میز نشین شدیم ، باز هم دارم وزن اضافه می کنم ، خدایا رحم کن . 5.وقتی مشغول کارم احساس نمی کنم ، وقتی تنها میشم میاد سراغم ؛ عجب دردیه درد بی دردی . نیاز به یک دقیقه سکوت، چند لحظه تنهایی، یک سفر تفریحی کوتاه، یه دوست، انکار ناشدنی است . در حالی که در بارون قدم می زد و پک هاش رو عمیق تر می کرد ، دود رو با قطرات بارون تقسیم می کرد تمام ذهنش مشغول این بود که " ایا سنگفرش خیس زیبا تر از یک دشت گل نیست " و باران همچنان می بارد . . . ****************** ببخشید که نمی تونم بیام نت ، چشمام خیلی درد می کنه، یه هفته است خون شده و می سوزه . از تمام دوستان ممنونم، خیلی لطف دارید امیدوارم تا هفته اینده به تونم به زندگی عادی برگردم . حالم خوبه فقط حسابی درگیر چند تا پروژه سنگین هستم . براتون دعا می کنم برام دعا کنید . تو جان می بخشی و اینجا ، به فتوای تو می گیرند جان از ما *يعني بارسلون حريف رئال مادريد ميشه ؟خداي من كاكا،رونالو ،زما . . . *چه حالي ميده يه پاكورا كثيف الان ،ياد فلافل هاي اهواز بخير ، همشون رو تابلوهاشون زده بودن ISO ۹۰۰۲ *تو جلسه چي بپوشم ؟؟ اسپورت باشم ، يا مدير كلي ؟ يقه اخوندي هم جواب ميده ؟ *مامانم كي سحري ماكاروني درست مي كنه ؟؟؟ قارچ زياد يادت نره مامان *هك پسورد فيس بوك ؟؟؟ نه پسر خوب تو نمي توني تو نمي توني تو نمي توني . . . *اول مرغ بود يا اول تخم مرغ ، چه فرقي ميكنه ؟؟؟ مهم اينه كه اول ديسكت بوده بعد سيدي بعد شد ديويدي حالا هم بلو ري ، بعدش هم به من مربوط نیست . *از ماه اينده بازم زندگي مجردي ، خوردن غذاي درون قوطي ،زخم معده ، چه حاااااااالي ميده . *گودي پاي چشم ، قرمزي توي چشم ، كيس رو بتركونم يا مانيتور رو ؟؟؟ *من سه تا پيتزا ايتالياي رو مي تونم با يه بشكه برندي سلطنتي تست كنم ؟ *كي بلو ري تو كشور فراگير ميشه ، كي من از ايران ميرم ، كي مي تونم با شرت برم تو پاساژ ، كي مي تونم با چت اسكي برم دبي ؟ *من خوبم تو خوبی و اون خوبه همه خوبن ==دفتر مشقي از يك تيمارستان *يعني يه روز ميشه از بوي عرق بدنم عطر درست كنم ؟ خط *شركت چيني اجازه گرفتن نمايندگي خاور ميانه رو به من داد ، هورااااااا . *رمضان بدون ربنا شجریان هم باید جالب باشه ، واسه من كه خيلي جالب نيست بهم حال نمي ده ،ديگه جزيي از فرهنگ ما شده ،نمي تونم نديد بگيريمش ، خدايا ! *امروز اخرين كلاس خصوصيام تموم ميشه ، شنبه قول دوتا ديگه دادم ، به چه بهونه اي اونا رو لغوش كنم ، اصلا حسش نيست ،درس دادن وقتي زيادبشه ادم رو خسته مي كنه ، بايد يه مدت كسي رو ندرسم حسش برگرده ، كاش يكي بود جاي من مي تدريسيد . *دلم يه تفريح اساسي مي خواد ، بازم نظر خصوصي ، فحش بدين بگين رنگ كامپيوتر شدي بلند شو . *سلام من منشي شركت اقاي ایکس ُ وای . . . هستم شما هفته اينده جلسه داريد با اقا ؟ با من هماهنگ كنيد ، اين شماره موبايلمه ...... خدايا مگه تا حالا رو تلفن شركت مي زنگيدم چش بود ؟؟؟ خاك وچوك من دختر بازي نمي كنم !!!!! **پروژه ها يكي پس ار ديگري دارن راه ميوفتن ، وبسايت ها دارن تموم ميشن فقط اگه اين سرويس هاستينگ ها اذيت نمي كردن خيلي خوب بود ، خدايا نمي دونم چطوري فقط خودت يه جوري كاري كن ما هم مثل ادما بتونيم از ديگر كشورا خريد كنيم ، واسه يه خريد دويستا دلال اين وسط قرار نگيرن . *يعني مي تونم اين لپتاپ اپله رو بخرم ، ۳ تومن پولشه . . . *پيانو نمي زنم ولي رفتم چند تا فيلم اموزشي از يوتوب گرفتم ، مردم تا دانلودشون كنم ، از بس كه ارور داد ، نه اينكه فيلتره ، سرويس وي پي ان هم قربونش برم . . . ================================================ پ.پ:من پسرم دست برداريد از اين ايميل هاتون ،بدبخت دخترا چي مي كشن از دست شما . پ.خ:اين وبلاگه هم لو رفته همه فهميدن مال منه ، شايد ديگه چرت نويسي نكنم ، ببخشيد . پ.س:شايد ادرس وب و فيس و همه لعنتي ها رو گزاشتم اينجا ، يه مشت از پستام هم پاك كنم . پ.ر:دعا كنيم خط بياد ، نه شير بياد ، شير يا خط مسئله اين است . بگذار دیدن. تو را با درد ها آشنا کند ولی هرگز کوری را به خاطر آرامش تحمل نکن ... تا حالا شده یه نفر از نزدیک ترین افراد بهتون
مدام با شما صحبت کنه و شما هیچ چیز بهش نگی ؟ همش مشغول درددل با شما باشه
و شما عاجزانه سکوت کنید و دم نزنید / حتما همتون می گید اره ، پس ببینید که در
اشتباه هستید ::::: داشتم
خفه می شدم ، داشتم می مردم ،
اگه نمی گفتم عقده اش منو می کشت ، اخه مگه چقدر میشه تحمل کرد ؟ تحمل هم یه
حدی داره ، بابا یک روز دو روز ، یک ماه دو ماه ، یکساله !!!!!!!!!! دیگه چقدر
سکوت ! چقدر میشه شنید و دم نزد ، اونم برای کسی که فکر می کنه که چون ادم حسابش
کردن هر کاری می تونه بکنه ، دیگه نمی خوام سکوت کنم الان بعد از یک سال می خوام
داد بزنم ، بزار همه بدونن با کی طرفم سايه : خدايا
... من شكايت دارم . من شاكيام . پس كو رحمانت ؟ پس كو رحيمت ؟ آخه چرا اينجا ؟
چرا حالا هييييي ميگم ، با تو هستم ، يك سال شد ، من ديگه مي
خوام برم نمي خوام ديگه به چرنديات تو گوش بدم خسته نشدي ، الان به وب هر كي
نگاه كني مي بيني يه منظوري داره ، تو چي همش چرت مي نويسي ، از همه چيز ميگي ، يه روز شعر ميگي ، يه روز داستان ، ادعات ميشه همه
كاره هستي ، ها چيه ؟ ساكتي ؟ پيانيست
: من
مش حسن نيستم. من گاو مش حسنم! من شما رو ميشناسم ؟ از چي صحبت ميكني ؟ به چي گوش
دادي ؟ من ادعام ميشه ؟ اصلا با مني مگه ؟ سايه : خونهمون
... اينجا بود ... اينجا پنج تا اتاق ... دو تا باغچه و يه حوض بود ... بزرگ نبود
... اما بود. مگه شما نيستي كه يك ساله براي من داري مي نويسي ؟
خوب منم ديگه همون سايه روي ديوار ؟ پيانيست
: وقتي
بميري درست 21 گرم از وزن بدنت كم ميشه هميشه بعد يكسال به حرف مياي ؟ با صادق هدايت هم همين
كارو كردي ؟ اولش سكوت بعد ناگهاني فرياد اينه رسمش مگه نمي تونيم چراغ رو
خاموش كنيم كه در جا نيستت كنيم ها ؟؟؟ سايه : تو
ميدوني گردان بره خط گروهان برگرده يعني چي ؟ تو ميدوني گروهان بره خط دسته
برگرده يعني چي ؟ من از ازل براي نيستي اومدم ، فكر مي كني منو مي فهمي ، منو درك مي كني ؟ تو فكر كردي كي هستي ! مي دوني يه عمر زندگيت
اسير حركت هاي ديگرون باشه يعني چي ؟ مي دوني تا هميشه ديگرون برات تصميم بگيرن
يعني چي ؟ ميدوني اسارت يعني چي ؟ مي دوني مرگ سايه ها چيه ؟ پيانيست
: مردان
بي عار ، زنان بي كار ، تلفنهاي خر تو خر ، موضوع خوبيه ، اما فكر نميكنم چاپ
كنن . من درد خودمو هنوز نمي دونم درد
تو رو بدونم توقع هم داريا ، اصلا ببينم چي شده يك سال صبر كردي حالا اومدي ،
منتظر چي بودي تا حالا ! من ادم بشم ؟ كور خوندي ، با يد با من باشي تو به با من
بودن محكومي ، وسلام . سايه : تو
یهودی نیستی ... تو داد می زنی هميشه همينه ، با زور مي خواين حرف بزنين ، مگه نمي دونين
ديگه زمونه اش عوض شده ديگه گزشته اون زمون كه مي شد با زور همه كار كرد ، الان
ديگه دوران زور سر اومده من بيانيه مي دم همين الان پيانيست
: من
فکر می کردم این ماییم که بی اعتقادیم ... ولی نسل شما واقعا دست همه ما ... بيانيه كدومه تو هم مي خواي بزني تو كار اصلاحات !!! بزار سازمون رو بزنيم ،
هنوز سازمون از تو اين تلوزيونه نشون نمي ده پوستر ساز گزاشتم كنارش، بيانيه
كدوم كشكيه ، اصلا اين چيزا به تو چه ربطي داره ، كسايي از اين حرفا بزنن كه
هر روز سر ظهر نيست نمي شن ! سايه : سلام بر عالم عشق و معرفت . ما
كه زمين گير و دست به ديواريم . غيرت شما رو رخصت ! پيانيست
: خوشبختي مال ازگلا و زناي بزك
كردهي زير تير چراغ برقه ! نه
نيستي شايد شروعش تو بودي اما الان كساي ديگه هم هستن كه مي خوان بشنون الان واسه
خيلي كساي ديگه هم مي نويسم ديگه به اندازه اونا مهم نيستي ، يا شايدم بودي خودت
نخواستي باشي ، اصلا مي دوني چي مي خواي ؟ سايه : با زخم بايد ساخت؛ طول ميكشه ولي خوب ميشه! تو
كه هر چي مي خواستي بگي گفتي ، ديكه چه فرقي مي كنه ، راستي يه سوال ؟؟؟ ازادي چه
طعمي داره ؟ تو الان ازادي پيانيست : آخ كه چقدر دشمن داري خدا،
دوستتاتم كه ماييم، يه مشت عاجز عليل ناقص عقل كه در حقشون دشمني كردي. ازاد
؟؟؟؟ نصيحت من رو بشنو همونجا كه هستي بمون به خدا اب و هوا بهتره ، نه غصه نان داري
نه قصه درد ، نه دموكراسي رو ميزنن تو سرت خلاصه بدون كه اسارت هم رنگش فرق مي كنه
ما همه اسيريم يكي مثل من سبز يكي مثل تو
خاكستري سايه : بدبخت ، رو كسي تيغ نميكشه . درسته كه ريشهي معرفت بين
آدميزاد نيم سوز شده .... تو
زبون ريزي هميشه خاصه عام و خاصيد ، اصلا شما زاده شديد واسه صفصته ، ما هم
محكوميم به سكوت شايد سكوت بهتر باشه ،
اما يادت باشه اين رو بگي به تمام اونايي
كه ...... ارزوي بعضيا مرگ شماست ، از قول خودت : "بازم
بعضيا مثل من " پيانيست : آرزو خيلى چيز خوبيه، من آرزوهام
و خيلى دوس دارم، اصلا شايد وقتى بزرگ شدم اسمم و گذاشتم آرزو ...!! ارزو
ميكنم شبي عاشق شوي ، ارزو مي كنم بفهمي درد را ، تلخي برخورد هاي سرد را ... ارزو
مي كنم قلبتون ابديت بشه ، دشمناتون بلك ليست و مشكلات دايورت ارزو
ميكنم باياس مادر بورد زندگيتون هميشه به روز باشه ، سي پي هميشه خنك و هاردتون هم
گهگاه دفراگ كنيد بد نيست . خیسم از خوشبختی ================================================================ پينوشت
: تمامي رنگهاي سرخ ديالوگ هايي هستند كه من از قانون كپي رايتشون اطاعت نكردم . پينوشت:
سالگرد و تولد فرقي نمي كنه ، مهم بودنه ، من فكر مي كنم ، پس هستم . پينوشت:
هنوز هم براي او مي نويسم ، همان كه به ديوار افتاده ، او ديگر با
من قهر است . پينوشت:
بعد خوندن اين يه كاپو داغ پيشنهاد مي كنم . دوست دارم دوست داشته باشيد
دوست داشتن را 


"سولاریس "
نویسنده و کارگردان " آندره تارکوفسکی "


*********************************
هیچ کس مختصات مرا نمی داند.

طوري شروع ميشه که انگار دارم خيلي خيلي سريع مي دوم
مثل يه انسان مافوق طبيعي
و بعد زمين خيلي سخت و شيبدار ميشه
و بعد اونقدر سريع مي دوم
که حتي پاهام با زمين تماس پيدا نمي کنه
بعد شناور ميشم
و اين دقيقاً مثل اين حقيقت شگفت انگيزه
من آزادم...
امن…
بعد مي فهمم که…
و بعد بيدار ميشم...



خداييش يك
سال تمام حرفات رو شنيدم من تمام
عمرت مال تو بودم هر چي خواستي كردي ،
اينه رسمش ؟ حالا ساعت 12 ظهر رو به رخمون
مي كشي . تولد وبلاگت مبارك . . خوشبخت شي جون . غمگين مي شويم .
چتری
دهید مرا.... پيانيست .
| Design By : Night Skin |

