پیانیست
سایه روی دیوار
اخه چطور ممکنه که چند سال وقت و هزینه پرداخت بشه ، چند نفر انسان مغز بشینن کنار هم کار کنن شبانه روز ، اونوقت نتیجه تحقیقاتشون هم مجانی به تمام دنیا ارسال کنن ؟ چطور ممکنه چند تا ادم معمولی کنار هم بشینن و یک کار جذاب انجام بدن ؟ چطور اونها اینقدر پیشرفت کردن ؟ بدون تمدن 2500 ساله ، بدون ادعای مسلمان بودن و خیلی بدون دیگه !!!!! خدایا خیلی دوست دارم اسمون اونجا رو ببینم ، شنیدم اسمونش ابی تره ، پیتزاش بزرگتره ، نوشیدنیشون تلخ تره ، جوی ابشون تمیز تره . . . . وقتی کار بلد نیست می گی بلد نیست همین که یاد گرفت خود سر می شه ، می خواد بهت یاد بده ، فراموش می کنه ، زیر ابی رفتن ، زیر کار در رفتن ، مشکلات شخصی ،... کی می خوایم فرهنگ کار گروهی رو یاد بگیریم ؟ تا کی من من من ؟؟؟ کی می شه ما ماما !!! ********************************************************************** 1.انفولانزامون که خوب شد ، چشمم هم خوب شده ، ممنون از همه دوستان ، زنده باشید . 2.اگه دیر اومدم واسه اینه که وقت نداشتم ، کار کار کار ، جوهره پرینتر انسانی . 3.دلم برای وبلاگ تک تکتون تنگ شده ، مرسی واسه نظرات ، میام جبران میکنم . 4.باز هم پشت میز نشین شدیم ، باز هم دارم وزن اضافه می کنم ، خدایا رحم کن . 5.وقتی مشغول کارم احساس نمی کنم ، وقتی تنها میشم میاد سراغم ؛ عجب دردیه درد بی دردی . نیاز به یک دقیقه سکوت، چند لحظه تنهایی، یک سفر تفریحی کوتاه، یه دوست، انکار ناشدنی است . در حالی که در بارون قدم می زد و پک هاش رو عمیق تر می کرد ، دود رو با قطرات بارون تقسیم می کرد تمام ذهنش مشغول این بود که " ایا سنگفرش خیس زیبا تر از یک دشت گل نیست " و باران همچنان می بارد . . . ****************** ببخشید که نمی تونم بیام نت ، چشمام خیلی درد می کنه، یه هفته است خون شده و می سوزه . از تمام دوستان ممنونم، خیلی لطف دارید امیدوارم تا هفته اینده به تونم به زندگی عادی برگردم . حالم خوبه فقط حسابی درگیر چند تا پروژه سنگین هستم . براتون دعا می کنم برام دعا کنید . تو جان می بخشی و اینجا ، به فتوای تو می گیرند جان از ما *يعني بارسلون حريف رئال مادريد ميشه ؟خداي من كاكا،رونالو ،زما . . . *چه حالي ميده يه پاكورا كثيف الان ،ياد فلافل هاي اهواز بخير ، همشون رو تابلوهاشون زده بودن ISO ۹۰۰۲ *تو جلسه چي بپوشم ؟؟ اسپورت باشم ، يا مدير كلي ؟ يقه اخوندي هم جواب ميده ؟ *مامانم كي سحري ماكاروني درست مي كنه ؟؟؟ قارچ زياد يادت نره مامان *هك پسورد فيس بوك ؟؟؟ نه پسر خوب تو نمي توني تو نمي توني تو نمي توني . . . *اول مرغ بود يا اول تخم مرغ ، چه فرقي ميكنه ؟؟؟ مهم اينه كه اول ديسكت بوده بعد سيدي بعد شد ديويدي حالا هم بلو ري ، بعدش هم به من مربوط نیست . *از ماه اينده بازم زندگي مجردي ، خوردن غذاي درون قوطي ،زخم معده ، چه حاااااااالي ميده . *گودي پاي چشم ، قرمزي توي چشم ، كيس رو بتركونم يا مانيتور رو ؟؟؟ *من سه تا پيتزا ايتالياي رو مي تونم با يه بشكه برندي سلطنتي تست كنم ؟ *كي بلو ري تو كشور فراگير ميشه ، كي من از ايران ميرم ، كي مي تونم با شرت برم تو پاساژ ، كي مي تونم با چت اسكي برم دبي ؟ *من خوبم تو خوبی و اون خوبه همه خوبن ==دفتر مشقي از يك تيمارستان *يعني يه روز ميشه از بوي عرق بدنم عطر درست كنم ؟ خط *شركت چيني اجازه گرفتن نمايندگي خاور ميانه رو به من داد ، هورااااااا . *رمضان بدون ربنا شجریان هم باید جالب باشه ، واسه من كه خيلي جالب نيست بهم حال نمي ده ،ديگه جزيي از فرهنگ ما شده ،نمي تونم نديد بگيريمش ، خدايا ! *امروز اخرين كلاس خصوصيام تموم ميشه ، شنبه قول دوتا ديگه دادم ، به چه بهونه اي اونا رو لغوش كنم ، اصلا حسش نيست ،درس دادن وقتي زيادبشه ادم رو خسته مي كنه ، بايد يه مدت كسي رو ندرسم حسش برگرده ، كاش يكي بود جاي من مي تدريسيد . *دلم يه تفريح اساسي مي خواد ، بازم نظر خصوصي ، فحش بدين بگين رنگ كامپيوتر شدي بلند شو . *سلام من منشي شركت اقاي ایکس ُ وای . . . هستم شما هفته اينده جلسه داريد با اقا ؟ با من هماهنگ كنيد ، اين شماره موبايلمه ...... خدايا مگه تا حالا رو تلفن شركت مي زنگيدم چش بود ؟؟؟ خاك وچوك من دختر بازي نمي كنم !!!!! **پروژه ها يكي پس ار ديگري دارن راه ميوفتن ، وبسايت ها دارن تموم ميشن فقط اگه اين سرويس هاستينگ ها اذيت نمي كردن خيلي خوب بود ، خدايا نمي دونم چطوري فقط خودت يه جوري كاري كن ما هم مثل ادما بتونيم از ديگر كشورا خريد كنيم ، واسه يه خريد دويستا دلال اين وسط قرار نگيرن . *يعني مي تونم اين لپتاپ اپله رو بخرم ، ۳ تومن پولشه . . . *پيانو نمي زنم ولي رفتم چند تا فيلم اموزشي از يوتوب گرفتم ، مردم تا دانلودشون كنم ، از بس كه ارور داد ، نه اينكه فيلتره ، سرويس وي پي ان هم قربونش برم . . . ================================================ پ.پ:من پسرم دست برداريد از اين ايميل هاتون ،بدبخت دخترا چي مي كشن از دست شما . پ.خ:اين وبلاگه هم لو رفته همه فهميدن مال منه ، شايد ديگه چرت نويسي نكنم ، ببخشيد . پ.س:شايد ادرس وب و فيس و همه لعنتي ها رو گزاشتم اينجا ، يه مشت از پستام هم پاك كنم . پ.ر:دعا كنيم خط بياد ، نه شير بياد ، شير يا خط مسئله اين است . بگذار دیدن. تو را با درد ها آشنا کند ولی هرگز کوری را به خاطر آرامش تحمل نکن ... تا حالا شده یه نفر از نزدیک ترین افراد بهتون
مدام با شما صحبت کنه و شما هیچ چیز بهش نگی ؟ همش مشغول درددل با شما باشه
و شما عاجزانه سکوت کنید و دم نزنید / حتما همتون می گید اره ، پس ببینید که در
اشتباه هستید ::::: داشتم
خفه می شدم ، داشتم می مردم ،
اگه نمی گفتم عقده اش منو می کشت ، اخه مگه چقدر میشه تحمل کرد ؟ تحمل هم یه
حدی داره ، بابا یک روز دو روز ، یک ماه دو ماه ، یکساله !!!!!!!!!! دیگه چقدر
سکوت ! چقدر میشه شنید و دم نزد ، اونم برای کسی که فکر می کنه که چون ادم حسابش
کردن هر کاری می تونه بکنه ، دیگه نمی خوام سکوت کنم الان بعد از یک سال می خوام
داد بزنم ، بزار همه بدونن با کی طرفم سايه : خدايا
... من شكايت دارم . من شاكيام . پس كو رحمانت ؟ پس كو رحيمت ؟ آخه چرا اينجا ؟
چرا حالا هييييي ميگم ، با تو هستم ، يك سال شد ، من ديگه مي
خوام برم نمي خوام ديگه به چرنديات تو گوش بدم خسته نشدي ، الان به وب هر كي
نگاه كني مي بيني يه منظوري داره ، تو چي همش چرت مي نويسي ، از همه چيز ميگي ، يه روز شعر ميگي ، يه روز داستان ، ادعات ميشه همه
كاره هستي ، ها چيه ؟ ساكتي ؟ پيانيست
: من
مش حسن نيستم. من گاو مش حسنم! من شما رو ميشناسم ؟ از چي صحبت ميكني ؟ به چي گوش
دادي ؟ من ادعام ميشه ؟ اصلا با مني مگه ؟ سايه : خونهمون
... اينجا بود ... اينجا پنج تا اتاق ... دو تا باغچه و يه حوض بود ... بزرگ نبود
... اما بود. مگه شما نيستي كه يك ساله براي من داري مي نويسي ؟
خوب منم ديگه همون سايه روي ديوار ؟ پيانيست
: وقتي
بميري درست 21 گرم از وزن بدنت كم ميشه هميشه بعد يكسال به حرف مياي ؟ با صادق هدايت هم همين
كارو كردي ؟ اولش سكوت بعد ناگهاني فرياد اينه رسمش مگه نمي تونيم چراغ رو
خاموش كنيم كه در جا نيستت كنيم ها ؟؟؟ سايه : تو
ميدوني گردان بره خط گروهان برگرده يعني چي ؟ تو ميدوني گروهان بره خط دسته
برگرده يعني چي ؟ من از ازل براي نيستي اومدم ، فكر مي كني منو مي فهمي ، منو درك مي كني ؟ تو فكر كردي كي هستي ! مي دوني يه عمر زندگيت
اسير حركت هاي ديگرون باشه يعني چي ؟ مي دوني تا هميشه ديگرون برات تصميم بگيرن
يعني چي ؟ ميدوني اسارت يعني چي ؟ مي دوني مرگ سايه ها چيه ؟ پيانيست
: مردان
بي عار ، زنان بي كار ، تلفنهاي خر تو خر ، موضوع خوبيه ، اما فكر نميكنم چاپ
كنن . من درد خودمو هنوز نمي دونم درد
تو رو بدونم توقع هم داريا ، اصلا ببينم چي شده يك سال صبر كردي حالا اومدي ،
منتظر چي بودي تا حالا ! من ادم بشم ؟ كور خوندي ، با يد با من باشي تو به با من
بودن محكومي ، وسلام . سايه : تو
یهودی نیستی ... تو داد می زنی هميشه همينه ، با زور مي خواين حرف بزنين ، مگه نمي دونين
ديگه زمونه اش عوض شده ديگه گزشته اون زمون كه مي شد با زور همه كار كرد ، الان
ديگه دوران زور سر اومده من بيانيه مي دم همين الان پيانيست
: من
فکر می کردم این ماییم که بی اعتقادیم ... ولی نسل شما واقعا دست همه ما ... بيانيه كدومه تو هم مي خواي بزني تو كار اصلاحات !!! بزار سازمون رو بزنيم ،
هنوز سازمون از تو اين تلوزيونه نشون نمي ده پوستر ساز گزاشتم كنارش، بيانيه
كدوم كشكيه ، اصلا اين چيزا به تو چه ربطي داره ، كسايي از اين حرفا بزنن كه
هر روز سر ظهر نيست نمي شن ! سايه : سلام بر عالم عشق و معرفت . ما
كه زمين گير و دست به ديواريم . غيرت شما رو رخصت ! پيانيست
: خوشبختي مال ازگلا و زناي بزك
كردهي زير تير چراغ برقه ! نه
نيستي شايد شروعش تو بودي اما الان كساي ديگه هم هستن كه مي خوان بشنون الان واسه
خيلي كساي ديگه هم مي نويسم ديگه به اندازه اونا مهم نيستي ، يا شايدم بودي خودت
نخواستي باشي ، اصلا مي دوني چي مي خواي ؟ سايه : با زخم بايد ساخت؛ طول ميكشه ولي خوب ميشه! تو
كه هر چي مي خواستي بگي گفتي ، ديكه چه فرقي مي كنه ، راستي يه سوال ؟؟؟ ازادي چه
طعمي داره ؟ تو الان ازادي پيانيست : آخ كه چقدر دشمن داري خدا،
دوستتاتم كه ماييم، يه مشت عاجز عليل ناقص عقل كه در حقشون دشمني كردي. ازاد
؟؟؟؟ نصيحت من رو بشنو همونجا كه هستي بمون به خدا اب و هوا بهتره ، نه غصه نان داري
نه قصه درد ، نه دموكراسي رو ميزنن تو سرت خلاصه بدون كه اسارت هم رنگش فرق مي كنه
ما همه اسيريم يكي مثل من سبز يكي مثل تو
خاكستري سايه : بدبخت ، رو كسي تيغ نميكشه . درسته كه ريشهي معرفت بين
آدميزاد نيم سوز شده .... تو
زبون ريزي هميشه خاصه عام و خاصيد ، اصلا شما زاده شديد واسه صفصته ، ما هم
محكوميم به سكوت شايد سكوت بهتر باشه ،
اما يادت باشه اين رو بگي به تمام اونايي
كه ...... ارزوي بعضيا مرگ شماست ، از قول خودت : "بازم
بعضيا مثل من " پيانيست : آرزو خيلى چيز خوبيه، من آرزوهام
و خيلى دوس دارم، اصلا شايد وقتى بزرگ شدم اسمم و گذاشتم آرزو ...!! ارزو
ميكنم شبي عاشق شوي ، ارزو مي كنم بفهمي درد را ، تلخي برخورد هاي سرد را ... ارزو
مي كنم قلبتون ابديت بشه ، دشمناتون بلك ليست و مشكلات دايورت ارزو
ميكنم باياس مادر بورد زندگيتون هميشه به روز باشه ، سي پي هميشه خنك و هاردتون هم
گهگاه دفراگ كنيد بد نيست . خیسم از خوشبختی ================================================================ پينوشت
: تمامي رنگهاي سرخ ديالوگ هايي هستند كه من از قانون كپي رايتشون اطاعت نكردم . پينوشت:
سالگرد و تولد فرقي نمي كنه ، مهم بودنه ، من فكر مي كنم ، پس هستم . پينوشت:
هنوز هم براي او مي نويسم ، همان كه به ديوار افتاده ، او ديگر با
من قهر است . پينوشت:
بعد خوندن اين يه كاپو داغ پيشنهاد مي كنم . دوست دارم دوست داشته باشيد
دوست داشتن را 1. فعلا "داس" شاید یه روزی داستان بشه !!! و حالا ادامه : ۲.داس بودن مهم نیست !!! نشستم رو مبل روبروی اپن یه میز ساده بایه گل پلاستیکی درون یه تنگ اب !!! گفتم چیه سرکاریه؟بو هم میده ؟اومد از اشپزخونه بیرون لبخند رو لبش بود ! گل رو بو کردم خندید گفت همه فکر می کنن طبیعیه و بوش می کنن ، اضطراب رو می شد از چشماش خوند خیلی برام جالب بود اینطور مضطرب ندیده بودمش، واقعا دقیق ورندازش کردم چقدر عمیق منو نگاه میکنه !!!! داره با اون نگاه چی به من میگه !!! با اینکه داشتم با تمام وجود از نگاه کردن به اون لذت می بردم یه حس خجالت وجودم رو با هر ذل زدن بهش در بر می گرفت ، ایا این گمشده منه ؟ ایا واقعا من میتوم چهره اون روبرای یک عمر تحمل کنم ؟ ایا این نیمه گمشده منه ؟ اینها سوالاتی بودن که مثل برق بدون جواب ذهنم رو ترک می کردن و نمی دونستم به زودی جوابهای خوبی واسه همشون پیدا می کنم ، داشتم کم کم عصبی می شدم که خودم رو جمع کردم رفتم کنار پنجره اوپن ، شروع کردم به صحبت از مسیر و تیکه صحبت های محمد که چیز عجیبی نظرم رو جلب کردم ، اون با تمام وجود دستپاچه بود نمی دونست داره چکار می کنه ، داشت توی اون اشپزخونه به اون کووچیکی دور خودش می چرخید ، گفتم گلها رو نمی زارید تو اب ؟؟ گفت چرا سریع یه پارچ اب اورد و ساقه ها رو برید و گلها رو توش گزاشت ، از کنار عینک کشیده اش چشمهای درشت و قهوه ایش من رو به یاد اولین روز دیدارمون انداخت " چشمهای خیس و اشک الود خانه سالمندان " ناگاه به خودش اومد گفت : وای ببین چی شد !!! تمام غذا سوخت ! تمام مایه ماکارونی ، تمام گوشتها رو سوزوندم !!!! گفتم من باشم تو نمی تونی اشپزی کنی من برم سراغ پی سی ، گفت باشه چراغ اتاق خواب روشن شد،مرتب شدن اتاق فریاد میزد ، پشت سیستم نشستم ، یه پنتیوم ۴ با هاردی شلوغ و پر از خرط و پرت ، شروع کردم به مرتب کردن فایلها ، سیستم یه چیزی کم داشت ،از عکسهای فشن و سوپر مدل توش خبری نبود !!! رفتم پیشش گفتم اجازه هست تمام سیستم رو ببینم باید تمام درایو ها رو مرتب کنم همه چیز مخلوط ریخته شده ؟ گفت اره همه جا ازدای به غیر از سطل زباله ! فهمیدم چرا سیستم اونقدر تمیز بود ، نشسته بود تمام عکسهای مورد دار رو پاک کرده بود . . . . " رفتم سطل زباله رو دیدم نمی دونست ما این عکس های بیکنی پوش رو با حجاب می دونیم " خدایا سیستم منو نبینه !!!!!! با تمام شدن نصب ویندوز سفره شام پهن بود ، شکم پرستم من وقتی غذا ماکارونی باشه ! وای خدای من ، پرسید چاشنی سالاد چی بدم گفتم هر چی خودت دوست داری گفت ابلیمو گفتم باشه گفت نه می دونم مایونز دوست داری برات می زنم .تمام ساعات شام با حجب و حیای خاصی منو می پایید که داشتم مثل گاو نشخوار می کردم واقعا مگه موقع غذا " اونم ماکارونی " می شه به دختر خوشکل روبروییت هم توجه کنی ؟ البوم های اونانسس رو براش ریختم گزاشتم پخش شه ، همه رو سریع چک کرد و سه چهار تایی که اروم بودن رو پسندید ، راک های تند رو دوست نداشت ، از همه بیشتر اونایی رو دوست داشت که پیانو ملودی اصلی رو میزد ، وای خدای من اهنگ هلوو !!! البوم عکس هایی رو که بهم قول دادی بیاری اوردی ؟ اره ، رفتم سراغ کیفم ، تمام عکسای اردوها و خانوادگیها و ... روی تخت کنارش نشستم و شروع کردم به ورق زدن و توضیح دادن ، خدای من چه خنده های ریز و زیبای !!! یکی از البوم ها رو گزاشت رو پاش وشروع کرد ورق زدن دستش رو گزاشت کنار پاهای من رو تخت ،به دستاش خیره شدم ، یا خیلی کار خونه می کنه یا تمرینات سنگین پیانو و ... چقدر دستای مردونه ای !!!! پرسید این عکسه رو چند ساله بودی ؟ بهش نزدیک شدم که عکس رو ببینم تقریبا پنچ شیش سانتی با صورتش فاصله داشتم ، خدای من بوی عطر موهای پریشان خرمای رنگش !!!! بخار پوستش رو می شد حس کرد ...!!!!!! ادامه دارد . . . **************************************************** پینوشت : 0. به نام خدا ۱. همه با هم برابریم ولی بعضی برابر تریم . ۲.درست است که اینجا بس دلم تنگ است ولی من هم خدایی دارم . عاقل بودن کار ساده ای است. کافی است به یک چیز ابلهانه فکر کنید و بعد برعکسش را به زبان بیاورید . ********************************************* ۶ماه بود که نمیومدم ، از خیابون رد نمی شدم ،نمیدیدم ، زنده بود ولی فقط تو ذهنم باهام بود ، نمیومد جلو چشمام اما بازم اومد جلو چشمم اخه چرا ... ؟ ما هر روز پای تلویزیون می نشستیم من که خود راضی به این خلقت نبودم زور بود دوستان عزیزم امروز ۲۹ خرداد روز تولد منه ممنونم از دوستان گل برای تبریکاشون ممنونم از همه دوستان که در نبود من اومدن و نظرای قشنگشون رو گزاشتن خیلی وضع اینترنتم داغونه ُُُ راست میگن میگن کوزه گر بدون کوزه اب می خوره داستانم رو حتما ادامه میدم ******** در باره انتخابات و سیاست چیزی ندارم بگم همین کافی که سکوت . . . دوستای گلی که نظر دادن و براشون نظر ندادم بدونن که وبشون رو خوندم نمی دونم چرا نمیتونم نظر بدم همش ارور میده . جبران می کنم . تمام روز تولدم رو با تعمیر سیستم های دوستام گزروندم ُ الن که دارم این رو تایپ می کنم لپتاپ دوستم رو پامه دارم درایورش رو از وب می گیرم . داشتم یه کار بزرگ رو شروع می کردم نمیدونم چرا بین راه مردد شدم . هر چی حکمت باشه !!!! یه پایان تلخ؛بهتر از یه تلخیه بی پایانه... اومدم بیرون دوستم بیدار بود گفت : گلاشو ُ عطرشوُ صفاتو ... خوش بگزره ! به خدا اگه من باهات بیام !منم کلی خندیدم و گفتم نگو دلم برات می سوزه نمی تونم ببرمت تو هم مردی از مجردی بابا ترشیدی برو یکی تور کن شدی ۴۰ سال ها می گندیا باید دیگه یه بیوه برات تور کنم خودت که مالی نیستی ! اومدی این همه راه تو هتل بخوابی خوب خونه می موندی ُ خلاصه رفتیم پایین تو لابی یه جور این گارسنه مهندس مهندس می گفت که نزدیک بود بهش بتوپم بگم بابا من دانشگاه ازادیم دانشگاه ازاد مهندس نداره !!! پای قهوه صحبتم باز شد گفتم ببین محمد اگه امشب برنگشتم چی میشه ؟ گفت هیچی میرم سردخونه دنبالت گفتم نه بیا بیرون شهر تو زباله ها می خوام اونجا بزارنم هر چند اونجا هم واسه ما خوب نیست نجسش می کنیم اخه ما عین نجاستیم ما کارمون از این چیزا گزشته عین نجاست با توبه هم پاک نمیشه !!! گلا رو گه گرفتم دستم خودمو تو ایینه دیدم گفتم ببین به چه روزی افتادی همه رو مسخره کردی کسی نیست مسخره ات کنه ُُ موهای خیس ُ شلوار مشکی ُ پیرهن سفید ُ کفش سیاه ُ کت مشکی فقط میموند یه ساقدوش *** اونم نیاز نبود خودم همه جوره حریف بودم ُ طبق معمول زنگ زد گفت یه مقدار دیر تر بیا گیرم ...! وقتی دیدمش یه لباس تمام قرمز تند پوشیده بود لباس شب بود با مهره های فلزی سیاه ُ نوعی چین های قشنگ روی سینه ها و استینش دیده می شد ُدامن طور بلند با استر ساتن پر از چین های بزرگ و روبان دوزی شده ُ همیشه این موقع می پرسم سیستم کجاست اینبار نپرسیدم اخه اصلا دوست نداشتم برم پشت سیستم ُ گاهی اوقات مثل همین الان که دارم می تایپم حالم از کامپیوتر بهم می خوره ُ انگار همه وقتی انتی ویروسشون خراب میشه منو یادشون میاد ُ این هم اقبال ماست ُ وقتی به راحتی لم دادم صحبت و بلبل زبونیم گل کرد شروع کردم زبون ریختن و شیطتنت . . . ادامه دارد ::: پی نوشت : ۱. من این ها را برای خودم می نویسم . ۲. نوشته های من مخاطب خاصی را دنبال نمی کند . ۳. از دوستانی که در نبودم به من سرزدن صمیمانه تشکر می کنم . به نام دوست . به خاطر هشت گل رز قرمز ::: وقتی رو مبلمان خونت نشستم ، وقتی از دور نگات می کردم ، وقتی از پنجره اوپن کنار پرده ها سرک می کشیدی ، وقتی اونقدر دست و پاتو گم کرده بودی که غذات سوخت . . . همون موقع باید امروز رو می دیدم . . . با منی همیشه ولی در رویا ============================================== فکرنمیکردم بتونم از پس خاطرات عید بر بیام اما اومدم ، خدا کمک کرد . ============================================== یه سال جدید ، مطمئنم امسال سال خوبی خواهد بود ، خیلی ها رو نگران دیدم اما هر چی سعی کردم نتونستم نگران بشم ، شایدم وقتش نشد ، به هر حال برنامه عید بد نبود ، درسته نتونستم به کارایی که برنامه ریزی کرده بودم مثل خوندن کتاب و ... برسم ولی کلی حال کردم در کل باحال بود فقط طبق معمول خاطرات بد جور میومدن ============================================== همیشه متفاوت بودن به معنای بهتر بودن نیست ... من که متفاوت نیستم ، من یکی هستم مثل بقیه ، فقط شاید یه کم کج تر م من متفاوتم ،من متفاوتم ،من متفاوتم ،من متفاوتم ،من متفاوتم ،من متفاوتم ، ... ============================================ =========================================== من از شکست می ترسم پس هیچ وقت تلاش نمی کنم 


خداييش يك
سال تمام حرفات رو شنيدم من تمام
عمرت مال تو بودم هر چي خواستي كردي ،
اينه رسمش ؟ حالا ساعت 12 ظهر رو به رخمون
مي كشي . تولد وبلاگت مبارك . . خوشبخت شي جون . غمگين مي شويم .
چتری
دهید مرا.... پيانيست .
لابد الان می پرسی خب پس بالاخره من از کجا می دونم که مستقیما به بهشت می رم ... من حقیقت رو می گم .
فیلم : کثافت و حکمت 2008

گویند کسان بهشت با حور خوش است
من میگویم که آب انگور خوشست
این نقد بگیرو دست از آن نسیه بدار
آواز دهل شنیدن از دور خوش است
این می چه حرامیست ؟
که عالم همه زان میجوشند
یکدسه , به نابودی نامش کوشند
آنان که بر عاشقان حرامش کردند
خود خلوت از آن پیاله ها مینوشند
آن عاشق و دیوانه کی خمار, مستی را ساخت؟
معشوق و شراب و می پرستی را ساخت؟
بی شک قدحی شراب نوشید و از آن سرمست شدی جهان هستی را ساخت.
گویند که دوزخی بود , عاشق و مست
تظاهرکنندگان جوان رو می دیدیم که ظاهرا قرار بود همه چیز رو عوض کنن و دنیارو درست کنند
اما وقتیکه اونا شعارهاشون رو فریاد میزدن
من و دوستام به مراسم تدفین می رفتیم
sleepers
(درباره ی الی)
عملى كه لذّتش مىرود و كيفر آن مىماند،
و عملى كه رنج آن مىگذرد و پاداش آن ماندگار است
بیلیارد باز / The Hustler
![]()
![]()

زویی : تو نمیتونی همه رو خوشحال کنی !
پاپی : هیچ آسیبی هم تو تلاش کردنش نیست. هست ؟
===
پاپی وقتی دوچرخشو دزدیدن با خنده :
حیف شد وقت نکردم ازش خداحافظی کنم !
| Design By : Night Skin |

